خانه وبلاگ
ايميل من
نویسندگان وبلاگ
khala
آرشیو وبلاگ
امرداد ۸٦
بهمن ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
لینک دوستان
همچراغی
عود نوح
باران پاييزی
کولی پابرهنه
ليست وبلاگ هاي فارسي
اخبار ICT
تفريحات اينترنتي
دوستیابی سالم
ماكرومديا
خرید اینترنتی
آمار وبلاگ
خروجی وبلاگ
لوگوی دوستان
اخبار ایران
بي تو حيات معنا ندارد
بي تو ديگر گل سرخ بوي ندارد
بي تو فراموش مي شوم
و با ياد تو متولد مي شوم
و با ياد تو هر بار گل سرخ در قلبم شكفته مي شود
پيام هاي ديگران () link شنبه ٢٧ امرداد ،۱۳۸٦ - khala
رفتی و من ماندم
ماندم در انتظار یک سلام
چشمانم خشکیده از انتظار
پاهایم وامانده از رفتن
گوشهایم در انتظار نجوایی
قلبم در انتظار نوازش
و دستهایم در انتظار شاخه گلی
پيام هاي ديگران () link جمعه ۱٢ امرداد ،۱۳۸٦ - khala
از گریزان
به دنبال جایی آرام
ناامید ولی با گامهایی محکم
در میان امواج خروشان
سوار بر قایق آرزوها
مهمان خواهم رفت
تا به جزیره رویاهایم برسم
زیر نوازش نور خورشید
به آرامش ابدی برسم
پيام هاي ديگران () link پنجشنبه ۱٢ بهمن ،۱۳۸٥ - khala
ماه جنون عشق
و گفتن ماه دیوانه را از خود بی خود می کند
گفتن جنون مرگ به دنبال دارد
عشق عقل را نابود می کند
و من عشق را در جنون یافتم
جنون را درماه یافتم
ومن با این سه انس گرفتم
و هرگز به فراموشی نخواهم سپرد
پيام هاي ديگران () link یکشنبه ٢٥ تیر ،۱۳۸٥ - khala
از پشت پنجره با میله های محکم
به انتهای کوچه می نگریستم
با نگاهی پرانتظار
انتظاری که گوی پایانی ندارد
و بعد به یاد خانه قدیمان افتادم
خانه با سه اتاق کوچک
آشپزخانه ای کوچک در حیات
حیات کوچکی که در آن باغچه کوچکی بود
با سه درخت تنومند
که زمانی از آن کودکان بالا پایین می رفتن
میوه می چیدن
و در آن حیات کوچک حوضی بود
حوضی که قایق دریانوردن دلیر کوچک بود
بوی گل محمدی توی باغچه را هنوز حس می کنم
دستان مردی که به درختان و گلهای می رسید را حس می کنم
چه روزهای زیبای بود
پيام هاي ديگران () link چهارشنبه ٧ تیر ،۱۳۸٥ - khala
اسیر بی کسیم
اسیر میله های فولادینم
ازپشت میله ها درختی می بینم
اسیر تنهای ،خشکیده است
و یک برگ خشکیده برآن آویخته است
با وزش نسیمی
برگ خشک هم درخت را ترک می کند
می ماند و می بیند تنهای تنهاست
و حال شاخه هایش
هم یک به یک می شکند
آه ،چه دردی
و حال دیگر از درختی
که روزی زیبا و سر سبز بود
سایه بان هر رهگذر بود
تنها تنه ای خشک باقی است
دیگر کسی حتی لحظه ای
نه به او می نگرد،نه در کنارش می آساید
اسیر بی کسیم
اسیر میله های فولادینم
ای کاش کسی این میله ها را می شکست
پيام هاي ديگران () link جمعه ٢ تیر ،۱۳۸٥ - khala
تو رفتی و از تو ماند فقط یک قاب عکس
تو رفتی و من را تنها گذشتی
در آخرین لحظه هیچ نگفتی
وماندم به یاد آخرین کلامت
و ندانستم که در آخرین لحظه چه می خواهی
چون باران بهاری نم نم به سرمان باریدی
چون نسیمی ز پیشمان رفتی
و عکست قاب شد بر دیوار خانه
تنها چیزی که از تو برایم ماند
قاب عکسی است بر دیوار خانه
پيام هاي ديگران () link دوشنبه ٢٩ خرداد ،۱۳۸٥ - khala
من زنده خواهم ماند
به امید روزهای پر از عشق
نفس خواهم کشید
به امید شکفتن گلهای شقایق
دستهایم را بلند خواهم کرد
به امید دنیای بی غم
پاهایم را هنوز بر زمین نگه خواهم داشت
به یاد روزهای شاد گذشته
به یاد اینها چشمانم را هنوز باز نگه خواهم داشت
و قسم خواهم خرد به خاک پاک انسانهای از دست رفته
پيام هاي ديگران () link جمعه ٢٦ خرداد ،۱۳۸٥ - khala
آن زمان که دستانت را بر روی دستانم حس کردم
و هنگامی که سر بر سینه ات گزاردم
تپیدن قلبت را در تمام وجودم حس کردم
وگزاردم مرا با خود ببرد
به آنجا که گل سرخ روید
تا پیمان عهد گرد
گل سرخ سرخیش را از نگاه آتشین تو دارد
و بر هر جای گام تو گل سرخی روید
تا تو را هنوز با تمام وجودم حس کنم
پيام هاي ديگران () link یکشنبه ۱٤ خرداد ،۱۳۸٥ - khala
تو رفتی و من به هنگام غروب دلم تنگ می شود
غروب با آمدنش مرا به درون ظلمت پرت می کند
و رهسپار تنهای می کند
و با من سخن از مرگ و تنهای می زند
و مرا می هراساند
از غروبی بی پایان
ومن می اندیشم به طلوعی دوباره
طلوع خورشید زیبا
تا حکم رانی کند
بر زمین و ظلمت
و نور بر قلبهای تاریک بی افشاند
پيام هاي ديگران () link پنجشنبه ۱۱ خرداد ،۱۳۸٥ - khala